نیتی که سخت است

ضمیمهسایز
D-83-84 -21.pdf203.53 کیلو بایت

 رضیه برجیان

 از آن طرف کوچه یکی به طرفم می آید. می روم جلو و سلام می کنم. آدرسی را می پرسد. جوابش را می دهم پیرزنی است با یک ساک و یک بسته سنگین، این وقت صبحی با لهجه ای که او دارد شکی برایم نمی ماند...